خط داستانی
در شمال غرب کانادا، گروهبان تروپ ریدینگ به جِن گالبریت علاقهمند است. جِن از دوست برادرش وال، پییر، خوشش نمیآید و او را "شیطان" مینامد. وال وقتی یک هندی عشقش را به جِن ابراز میکند، عصبانی میشود و او را میکشد. وقتی تروپ برای تحویل دستورات محرمانه به قلعه دیزایر به جِن سر میزند، پییر قهوهاش را با دارو مخلوط میکند زیرا میترسد که او حکم دستگیری وال را داشته باشد. بنابراین، او این کار را میکند و پس از دستگیری وال، جِن و پییر به او کمک میکنند تا فرار کند. یک دشمن سعی میکند مانع آنها شود، اما سرنوشت مداخله میکند و پییر و جِن در نهایت عشقشان را به یکدیگر میپذیرند.