ماه برداشت
مادام واوِین در یک روستای کوچک فرانسه تنها میمیرد، بیخبر از ازدواج دومش در انگلیس که هیچکس از آن باخبر نیست. نتیجه آنکه همسر اولش، جیمز فولرتون، و خواهرش استبدادیاش، کورنلیا، custody دختر جوانش، دورا را به عهده میگیرند. زوج پرهیزگار دورا را به آمریکا میبرند، اما به ذات پرشور او دل نمیسوزند، بهویژه وقتی دورا تصمیم میگیرد حرفه تئاتر را دنبال کند. در صحنه، دورا با نمایشنامهنویس ویلارد هولکم ملاقات میکند و عاشق او میشود، اما ترسهایی که فولرتون و خواهرش در دل او کاشتهاند، دورا را از تعهد عاشقانه عاجز میکند. در حالی که از سرنوشتش ناامید است، پروفسور واوین که سالهاست به جستوجوی دورا پرداخته، دخترش را پیدا میکند و توضیح میدهد که از عشق نباید ترسید. با این اعتماد بهنفس دوباره پیدا شده، دورا میتواند به زندگیاش ادامه دهد.