خط داستانی
زمانی که هارلان کارر خانهٔ "کدو تنبل" عمویش ابنیزر را به ارث برد و همسرش را به آنجا برد تا زندگی کنند، او در عرض یک هفته خود را میزبان ناخواستهٔ تعدادی از خویشاوندان گرسنه یافت. به زودی، اتفاقات عجیبی شروع به رخ دادن کرد. یک گربهٔ سیاه خانه را به عنوان مقر خود انتخاب کرد، صداهای غیرقابل توضیحی شنیده میشد و یک سایهٔ مبهم در شبها در راهروها پرسه میزد.