دنی، یک یتیم بیخانمان، توسط یک لولهکش خشن و همسر ضعیفش به فرزندی پذیرفته میشود. ترس او از گرسنگی، ناشی از بیتوجهی پدرخواندهاش، در یک مقطع او را وادار میکند تا به جای لولهکش در تعمیر یک نشتی اقدام کند، اما باعث سیل میشود. بعداً، دنی در نجات جان یک پلیس و فرستادن لولهکش به زندان نقش مهمی ایفا میکند. او با مادرخواندهاش در مزرعه والدینش خوشبختی جدیدی پیدا میکند.