خط داستانی
تنها کودکان نبودند که توسط جمهوری ثروتمند وایمار بدرفتاری میشدند. رابرت کمر از زندان آزاد میشود اما در سازگاری با زندگی غیرنظامی مشکل دارد. پدرش او را طرد کرده و همسرش او را به خاطر مرد دیگری ترک کرده است. هیچ کاری وجود ندارد. او در نهایت به یک پناهگاه برای بیخانمانها میرسد و از طریق اما، یک فاحشه، به دنبال نجات میگردد.