مالک اسب مسابقه، انسون، توسط زنی به نام وندا فریب میخورد و در برابر باشگاه سوارکاری قرار میگیرد، جایی که به دلیل اتهامات مربوط به دستکاری در مسابقات، از مسابقات محروم میشود. او تصمیم میگیرد با کمک هیلکات، یک سارق سابق، انتقام بگیرد. جیل نیز علاقهمند به عشق او است.