خط داستانی
این داستان عاشقانه حول یک شیفتگی عمیق میچرخد که سه جوان را تحت تأثیر سایمون، دانشجوی پراگ، در بر میگیرد. پس از سال تحصیلی، جولیو ۱۸ ساله به خانه والدینش، یک شاتو کوچک در کنار رود اوتاوا برمیگردد. در آنجا با دوست دوران کودکیاش پتر و دختر جوان قایقران، کلارکا، ملاقات میکند. اشتراکگذاری شیفتگی او با سایمون، که به سرعت جو آرام تابستان را به یک درام رابطه تبدیل کرده، دخترعمویش رزا است.