Tragödie einer Leidenschaft
فیلم تراژدی یک عشق
وقتی لیوبا دختر کوچکی بود، با مادر بیوهاش به شهری آمد تا در بلوک آپارتمانی که عمهاش آنا ایوانونا مالک آن بود، زندگی کند. آنا ایوانونا، که ثروتمند و سرددل بود، به سختی آنها را به عنوان مستأجر قبول کرد. و به محض اینکه مادر لیوبا فوت کرد، او خواست که خواهرزادهاش را به یتیمخانه بفرستد. خوشبختانه، پاولین، سرایدار آنا ایوانونا، تصمیم به پذیرش او گرفت و با محبت او را بزرگ کرد. وقتی بزرگ شد، لیوبای زیبا عاشق پسر عمهاش، دودجا، یک افسر ارتش خوشچهره اما ولخرج شد. دودجا که هیچ چیز جز یک رابطه با لیوبا نمیخواست، در نمایش عشق به او تردید نکرد. وقتی لیوبا فهمید دودجا واقعاً به چه چیزی علاقه دارد، ناامید شد و در desperation قبول کرد با پاولین، نیکوکارش که سالها به او علاقهمند بود، ازدواج کند. اما در میانه جشن عروسی، دودجا با لیوبا رقصید و او را ربود.