اینگه در یک فروشگاه بزرگ به عنوان فروشنده در بخش مد زنان کار میکند. او از شرایط تنگ و تنگنا در خانه والدینش رنج میبرد، جایی که آنها برای خرید خانهای در روستا پسانداز میکنند زیرا پدرش، که یک معدنچی است، رویای داشتن خانهای در کشور را دارد. او از زندگی در منطقه روهر متنفر است، جایی که هوا همیشه سیاه و کثیف است و از رابطهاش با معدنچی ولفگانگ ناراضی است. تغییر ناگهانی زمانی رخ میدهد که رئیسش یک نمایش مد در فروشگاه برگزار میکند. او به طور شخصی گروهی از کارمندان زن و دستیاران فروش را برای حضور به عنوان مانکن انتخاب میکند. اینگه به خاطر اندام و ظاهرش تحسین میشود و حتی اجازه دارد لباس عروسی را در پایان نمایش مد ارائه دهد. ولفگانگ میخواهد او را بعد از نمایش مد غافلگیر کند: او همچنین یک موتور سیکلت برای او خریده است (به صورت قسطی). اما اینگه زود رنج است، زیرا او و دیگر مانکنها به یک مهمانی در خانهاش توسط گونتر، که از خانواده مرفه است، دعوت شدهاند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.