خط داستانی
یک سرباز جوان سه جعبه مسی، نقرهای و طلایی و یک جعبه آتش قدیمی را در توخالی یک درخت بلوط قدیمی پیدا میکند. او اکنون ثروتمند است. اما او پول را هدر میدهد تا اینکه همهاش تمام میشود. تنها چیزی که برایش باقی مانده، همان جعبه آتش قدیمی است. او از آن برای روشن کردن یک لوله کوچک استفاده میکند و سه سگ بزرگ به کمک او میآیند. این داستان بر اساس افسانهای از هانس کریستین اندرسن است.