شرمن، که به جرم قتل محاکمه میشود، به خاطر تردید معقول بیگناه شناخته میشود، اما ایستادن در دادگاه او را به مردی تغییر یافته تبدیل میکند. او عاشق دختر روشنفکر وکیل مدافعش میشود و حتی حاضر است برای او از زندگی جنایی خود دست بکشد، از جمله ترک کردن شریک طولانیمدتش، مارجوت، که یک فاحشه است. با این حال، بازگشت به زندگی درست و راست آسان نیست و بسیاری از اطرافیانش از این شرمن به اصطلاح تازهتبدیل شده احتیاط میکنند.