مدیر بانک ارنست روز، مالک بانک هامبورگ تراون و همکاران، از او خواسته میشود تا زودتر از موعد به فرودگاه برود تا دخترش سیلوی را ببیند. وقتی به آنجا میرسد، متوجه میشود که به دام افتاده است. او توسط آدمربایان غافلگیر و ربوده میشود. باند الکساندر فورد و مردانش قصد دارند سه و نیم میلیون یورو از گاوصندوق بانک در آخر هفته سرقت کنند. اما این گاوصندوق تنها با چهار کلید که در دست چهار نفر به نام «دارندگان کلید» است، قابل باز شدن است. تحت هدایت فورد، همه افراد در این بازی مرگ و زندگی به عروسکهایی تبدیل میشوند.