سیدارتو چودری، یک دانشجوی پزشکی بااستعداد، پس از مرگ ناگهانی پدرش مجبور به ترک تحصیل میشود. او ناچار است در جستجوی شغلی، با نرخ بالای بیکاری و وضعیت اجتماعی-سیاسی کمونیستی کلکته در دهه ۱۹۶۰ دست و پنجه نرم کند. او در یک آپارتمان با خواهر کوچکترش که شاغل است، برادر انقلابیاش و مادر بیوهاش زندگی میکند. فشار ناشی از این وضعیت در نهایت باعث میشود که او دچار توهم شود.