خط داستانی
برلین ۱۹۳۰؛ زمانی که ناسیونالیسم در حال اوج گیری است، هرمن هرمن، مهاجر روس و تولیدکننده شکلات، همسر دماغی و بی ثباتی به نام لیدیا دارد که با کارگران و دیگر بازرگانان دچار خشم می شود تا اینکه با فیلیکس، ولگردی، آشکار می شود که از نظر فیزیکی به او شباهت دارد؛ واقعیتی نگران کننده که هرمن را به طرحی برای خروج از جهان تقلبی که دشمنش است و به شدت از آن متنفر است هدایت میکند.