Rowing with the Wind
فیلم قایقرانی با باد
در تابستان ۱۸۱۶، پرسی شلی، معشوقهاش ماری و خواهر ناتنیاش کلر به دیدن لرد بایرون در دریاچه ژنو میروند. بایرون هر یک را به نوشتن داستانی ترسناک به چالش میکشد و ماری رمان خود، فرانکنشتاین، را آغاز میکند. او تصور میکند که هیولا به واقعیت تبدیل میشود و به مدت شش سال، در حالی که تراژدی بر اطرافیانش میافتد، باور دارد که تجسم تخیل او علت آن است. در این پسزمینه، کلر فرزند بایرون را به دنیا میآورد و سپس از او جدا میشود و از دخترش محروم میگردد. بایرون و پرسی دوستی خود را ادامه میدهند، یکی خودخواه و فاسد و دیگری به شدت ایدهآلگرا. شلیها در نزدیکی پیزا ساکن میشوند.