پسری آسیابان به نام یوهانس به دختر مالک زمین ثروتمند عشق می ورزد. رمان آنها را از نوجوانی تا بزرگسالی دنبال میکند، زیرا یوهانس با طبقه اجتماعی دست و پنجه نرم میکند و نویسنده موفقی میشود، و ویکتوریا مجبور به ازدواج با اتو، یک ناخدا، میشود تا اقتصاد خانوادگی را نجات دهد