خط داستانی
پس از سالها پرسه زدن در اروپا پیرمرد گرامی ژاکوما کازانوا بی بضاعت است او میخواهد به جمهوری ونیز بازگردد اما مستقیم رفتن به آنجا را جرات نمی کند زیرا جای فراری بود که ترک کرده بود در حالی که به دنبال راهی برای عفو است با دختری جوان به نام مارسلینا آشنا میشود هر چه بیشتر محبت نشان میدهد او بیشتر او را رد میکند با این وجود او از عشقش دست برنمیدارد زیرا معشوقش لورنزو بدهیهای سنگینی دارد لورنزو به ازای پول لازم به کازانوا میگوید که rendezvous پنهانی با مارسلینا در پیش است و او را جای او میگذارد کازانوا شبانه او را فریب میدهد لورنزو احساس میکند شرفش به تباهی رفته است و به مبارزه طلب میکند کازانوا او را در نبردی میکشد و سپس به ونیز بازمیگردد