Bread and Poetry
فیلم نان و شعر
مجید که در یک نانوایی کار میکند، شعرش را برای انتشار در یک نشریه ارسال میکند. او همیشه رویای مشهور شدن را در سر دارد. مجید چند صفحه از کتاب "بینوایان" را پیدا میکند و به خواندن آن علاقهمند میشود، اما به آن دسترسی ندارد. او کتابی از کتابخانهی برادرزنش برمیدارد و سعی میکند آن را با کتاب "بینوایان" در کتابخانه عمومی عوض کند. او از چک برادرزنش که بین صفحات کتاب است، بیخبر است. این نقطه شروع ماجراهای دیگری است که مجید را به دردسر میاندازد.