خط داستانی
خواننده کافه، فلورنس برگر، به طور مخفیانه از خواهر لنگش، فرانسیس، حمایت میکند. روزی توجه مدیر تئاتر، اسکار مورس، را جلب میکند که به او پیشنهاد همکاری میدهد. اما وقتی ملاقات میکنند، او پیشرفتهای نامناسبی انجام میدهد که فلورنس رد میکند. پس از بسته شدن کافهاش، فلورنس با فریب دادن مورس و مست کردن او، قراردادی جایگزین امضا میکند و در نمایشی به نام "الهه سبز" بازی میکند. حالا موفق و با نام هنری Flo Burke، در یک هتل روستایی استراحت میکند و با فنتون، یک وزیر، آشنا میشود و عاشق او میشود. فنتون از کارهای بشردوستانهاش میگوید و فلورنس هویت واقعیاش را پنهان میکند. پس از شنیدن موعظه فنتون، فلورنس تصمیم میگیرد از صحنه کنارهگیری کند، اما مورس خواهان جریمهای بزرگ میشود که او را به قرارداد تئاتریاش متعهد میکند.