گیدئون دابز مردی جوان و سادهدل است که هرگز از رویاپردازی دست نکشیده است. او وارد یک خانه سالمندان میشود و متوجه میشود که ساکنان آنجا شور و شوق زندگی را از دست دادهاند. از طریق معصومیتش، او زندگیهای آنها را تغییر میدهد و به آنها میآموزد که هر روز یک هدیه ارزشمند است. آنها دوباره عزت نفس و شور و شوق زندگی را به دست میآورند.