خط داستانی
یک دامدار گوسفند، سگ گوسفند خود دیزی را به شب برای نگهبانی از گلهاش میسپارد. به سگ گفته میشود که وقتی گرگی را دید، سوت بزند، اما او وقت خود را صرف فریب دادن صاحبش با "صدا کردن گرگ" میکند و فقط برای هیجانزده کردن دامدار سوت میزند. سرگرمی زمانی آغاز میشود که یک گرگ واقعی برای دزدیدن گله ظاهر میشود، در حالی که دیزی هشدارش را بیفایده کرده است. این داستان از داستان "پسری که گرگ را صدا کرد" گرفته شده است.