خط داستانی
زمانی که گیوم والمان در یک تصادف رانندگی میمیرد، تنها چیزی که برای همسرش ایزابل به جا میگذارد داروخانهاش است. او هرگز شوهر بزرگترش را دوست نداشت و مرگ او را نجاتی میداند. در مراسم خاکسپاری، او با جودیت، که او نیز بیوه است، ملاقات میکند و به زودی متوجه میشود که شوهرش زندگی دوگانهای داشته است. مدتی بعد، داروخانه مورد سرقت قرار میگیرد، اما چیزی دزدیده نمیشود. بازپرس پلیس لافوره مسئول پرونده میشود. ایزابل زمانی مشکوک میشود که جودیت پیشنهاد خرید داروخانه را میدهد.