The Woman I Loved the Most
فیلم زنی که بیشتر از همه دوستش داشتم
کلود جوانی است که دخترش به تازگی با او قطع رابطه کرده است. او احساس میکند که نمیتواند بر درد غلبه کند و هیچ ایدهای جز پایان دادن به زندگیاش ندارد. به خانه برمیگردد و پنج مرد میانسال یا سالخورده را در میز شام میبیند، اما از پیوستن به مهمانان امتناع میکند و به اتاق خوابش میرود. بدترین حالت با دیدن یک خدمتکار که به تپانچه کلود توجه کرده، جلوگیری میشود. دایی کلود به او ملحق میشود و موفق میشود او را قانع کند که اقدامی نکند. او را به پایین میبرد تا در اتاق غذاخوری، هر یک از پنج مهمان داستان خود را بگویند. چرا که آنها نیز روزی دلشان شکسته و خواستهاند به خاطر عشق بمیرند.