کارل و من

Karel a já

کارل و من

پسر مالک کارخانه، اولدریش، عروسی خود را از دست داد. او در مهمانی پیش از عروسی زیاده‌روی کرد و شب قبل از عروسی را در کالسکه آقای شورهک گذراند، که بی‌فایده از او آدرسش را خواست. صبح، کالسکه‌چی به پلیس مراجعه کرد، اما مسافر بیدار شد و با کالسکه‌اش رفت. او به سمت عروسش رفت، اما او ناراحت شد و او را بیرون کرد. اولدریش نیز سخت‌گیر شد و اعلام کرد که با اولین دختری که ملاقات کند، ازدواج خواهد کرد. توسعه بیشتر وقایع توسط اسب شورهک، کارل، تضمین شد، وقتی که به خانه برگشت و بوجنکا، دختر اربابش، را به مسیر اولدریش آورد. اما او هم به جوان spoiled علاقه‌ای نداشت. بنابراین اولدریش با پدرش شرط بست که به مدت یک ماه سخت کار خواهد کرد. اگر برنده شد، دست بوجنکا، کالسکه و کارل وفادار را به دست خواهد آورد...
برای دانلود باید وارد شوید و اشتراک داشته باشید.