ترِیسی دختری شیطانصفت نوجوان است که با مادری به نام دانا که بازیگر بازندهٔ سینماست آشنا میشود و هر که را بین آنان و مادریش قرار بگیرد میکشد. اگر نگاهها میتوانستند کشنده باشند، به شکل ترِیسی مینمایند: جوان، بیگناه، جذاب، مرگبار. ترِیسی مانند پیچک به مادربروندهٔ وفادارش میچسبد و با دشمنی به هر مردی که به رابطهٔ آنان تعرض کند با خشم و انتقام ضربه میزند. مادر ترِیسی زن جذابی است که از رابطهٔ خود با مردان سود میبرد و این توجه به مردان زندگی او را به کینه و خشم در ترِیسی میاندازد. اکنون ترِیسی با استفاده از بلوغ جنسیاش هر کاری میکند... هرکس را اغوا میکند... هرکس را که میان آنان و مادرش مداخله کند به قتل میرساند.