Láska s vůní pryskyřice
فیلم عطر جنگل
کارگر جنگل فرانتیسک هربیشیاده باนาคมِبی از دختربچهٔش در کلبهٔ تنها زندگی میکند. هرچند در شصت و خردهای است، هنوز مردی جبری است که اجازه نمیدهد با او صحبت کنند اما خودش با همه صحبت میکند. تمایل او برای دخالت در زندگی همراهش، دخترش، نوهاش یا دوستانش ریشه در ترس از تنهایی و مرگ دارد. او همچنین نمیتواند بپذیرد که کار را که تمام عمر دوست داشته به نوعی برایش سخت شدهاست...