ریگینا ده ساله است. مادرش مارگرت در خانه سالمندان کار میکند و پدرش فوت کرده است. داستان با آغاز روزی آفتابی تابستانی که بچهها برای اردو به سمت اردوگاه میروند آغاز میشود و به او گفته شده نمیتواند برود. در خانه تنها با وقتگذرانی به استعدادی در خوانندگی هیپنوتیز میشود. دوستش پیتور با استعداد یافتن کلمات همقافیه را نشان میدهد و با هم قدرت آواز را افزایش میدهند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.