خط داستانی
بعد از اتمام دورهٔ کارشناسی با افتخار، شکهر ورما ثروتمند تصمیم میگیرد برای کار پنهانی به دفتر شankar Saxena در رمباگ یا پورنا برود. او این قرار را میگیرد، با دوست دوران کودکی اش به نام بهګرواندان با همسرش لیلا ساکن میشود، جایی که با سیتا میمیخورد. همچنین با دختر شankar، راده آشنا میشود. سپس نقاب شکهر برداشته میشود وقتی پدرش راج بهادور ورما برای دیدن میآید. در اینجا هم شankar و هم راج بهادور ازدواج شکهر با راده را نهایی خواهند کرد. آیا ازدواج واقعاً هدف شکهر است، به ویژه با راده؟