داستانی تمثیلی دربارهٔ انتخاب و پیامدهای آن. خلاصهٔ داستان: مردی تنها در ماشینش در جنوب کالیفرنیا سفر میکند. سال است: ۱۹۴۷. او روی نقشهٔ راهش توقف میکند تا نگاه به نقشه بیندازد. نقشه به او هشدار میدهد که هیچ کس نباید بدون پرسوجوی محلی از جادههای اصلی انحراف کند. راننده متوجه میشود که به نظر میرسد راهی shortcut وجود دارد و به آن سمت میرود. به زودی خودرویش داغ میکند و در کنار راه متوقف میشود—موزهای از بیکسی و دوری از هرگونه کمک. مسافر از جاده دور میشود، به نظر میخواهد مسیر کوتاهتری بیابد، بی کلاه، بیقمقمه و بیدستیاران.