سقوط فرشته
Angel's Fall
زینب، که توسط تین اوزن در یک هتل به عنوان نظافتچی کار میکند، به خاطر رفتار پدرش عذاب میکشد. او تنها با مصطفی، که انگین دوغان در همان هتل کار میکند و به زینب علاقهمند است، صحبت میکند. زینب به مصطفی که از او جوانتر است علاقهای ندارد، اما نسبت به او بیتفاوت نیست. در حالی که زینب سعی دارد از وضعیت بد خود آتش بسازد، سلچوک، بوداک آکالین که در طرف دیگر شهر زندگی میکند، یک تکنسین صدا است. او پس از مرگ همسرش احساس گناه میکند. چمدانی که لباسهای همسرش را دارد، سرنوشت زینب را تغییر میدهد.