خط داستانی
پس از اینکه به طور تصادفی دوستی را در یک مسابقه کشتی زخمی میکند و از هر نوع خشونت پرهیز میکند، دکتر هارت پزشک معادن بیگ کریک میشود. در حالی که بیشتر معدنچیان به او احترام میگذارند، یک قلدر هم او و معلم جوانی را که به او علاقهمند شده است، مورد تمسخر قرار میدهد. با توجه به پرهیزش از خشونت، او او را نادیده میگیرد اما وقتی دیفتری در اردوگاه شیوع پیدا میکند، پزشک خود را به عنوان یک قهرمان ثابت میکند و قدرت بزرگترش در بسیاری از جنبهها او را یاری میکند. اولین کسی که بیمار میشود، کودک کوچک قلدر است و مرد از فکر از دست دادن او به شدت مضطرب میشود. او فکر میکند که پزشک اجازه میدهد دخترش بمیرد تا از او انتقام بگیرد و سعی میکند از استفاده از سرم جلوگیری کند، اما پزشک با قدرت بزرگش به سرعت او را مغلوب و دستگیر میکند و با تزریق، کودک را نجات میدهد.