خط داستانی
زن از خواب بیدار میشود، به سمت ساعت میدود و با دیدن زمان، به سرعت شوهرش را بیدار میکند. آنها قطار را از دست خواهند داد. در عجله نمیتوانند لباسهایشان را پیدا کنند، خانم شروع به پوشیدن جلیقهاش میکند که ناگهان به شلوار شوهرش تبدیل میشود و همین اتفاق برای شوهر نیز میافتد. آنها با هم دعوا میکنند و تمام لباسها را به زمین میریزند. در حین کشمکش، هر دو به زمین میافتند و وقتی دوباره بلند میشوند، کاملاً لباس پوشیدهاند، اما وقتی به بیرون میروند، متوجه میشوند که لباسهای یکدیگر را پوشیدهاند. دوباره دعوا میکنند و دوباره در لباس خواب هستند. در ناامیدی فرار میکنند و لباسهایشان به دنبالش میآید.