باربارا اوبراین، یک مادر کاتولیک ایرلندی، زندگیاش به هم میریزد وقتی که پسرش، یک دانشجوی سال اول، در یک حادثه تراژیک هیزینگ درگیر میشود. او با گرفتن عدالت به دست خود، به سرتاسر کشور سفر میکند و مادرانی را که پسرانشان را به خاطر هیزینگ از دست دادهاند، ضبط میکند تا مسئولیت دانشگاه را ثابت کند. وقتی با فساد و پوششها مواجه میشود، به دنبال انتقام از تنها کسی میرود که او را واقعاً مسئول میداند و ثابت میکند که جهنم هیچ خشم و furyای مانند یک مادر خشمگین ندارد.