آیشه به خاطر هیجان عروسی بیشتر از همیشه عصبی است. دهیار روستا مشغول آمادهسازی برای مهمانی مجردی محمد است، اما تنها مشکل او این است که محمد از آیشه میترسد. دهیار این مشکل را حل میکند و آمادهسازیها را تمام میکند و یک میز کنار رودخانه برای محمد میگذارد و آنها شروع به تفریح میکنند. مانند همیشه، پسر دهیار، فکرت، اوضاع را خراب میکند. او میگوید که نسبت به پزشک احساس شرمندگی میکند و میخواهد جبران کند. اگرچه پزشک میگوید نیازی نیست، اما دیگر خیلی دیر شده است. دکتر محمد با تماس تلفنی آیشه در مکانی ناآشنا بیدار میشود و حوادث آغاز میشود. طرح جدید فکرت آیشه، محمد و کل روستا را در وضعیتی غیرممکن قرار خواهد داد. آیا آیشه و محمد موفق به reunite خواهند شد؟
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.