خط داستانی
ما زندگی مردی را در هشت، هجده و صد و بیستودو سال دنبال میکنیم: در روستا، خارج از روستا، در گرمای آفتاب و سرمای برف. مسیر زندگی یکنواخت او به نظر از پیش نوشته شده و بیمعنا میرسد. و با این حال نیرویی نامرئی در او وجود دارد که به طرز اسرارآمیزی او را به سوی مرگ میراند.