سانجی عاشق ایندو میشود. پدر او، رام موهان ردی، با این رابطه موافق نیست و او با شخص دیگری ازدواج میکند. بعداً، باگیاماتی به او علاقهمند میشود و او به دیدن پدرش میرود که مشخص میشود همان رام موهان ردی است. در این میان، زندگی سانجی به عنوان یک نکسالی به تصویر کشیده میشود.