پس از اینکه ماریبت از چنگال قاتل ساکن باتلاق، ویکتور کروالی، فرار میکند، او حقیقت را درباره ارتباط خانوادهاش با این دیوانه تبر به دست میآموزد. ماریبت به باتلاقهای لوئیزیانا بازمیگردد و با ارتشی از شکارچیان به دنبال بازگرداندن اجساد خانوادهاش و انتقام خونین از قصاب باتلاق میرود.