لاو کُوی، مردی بیفایده اما با قلبی مهربان که یک رستوران چینی در قبرس اداره میکند. او به خانهاش در پکن برمیگردد و متوجه میشود همسرش به او خیانت کرده و باردار است و بچهاش متعلق به بهترین دوستش است. این مصیبت برای کُوی با خبر فروش رستورانش توسط شریک تجاریاش بیشتر میشود. قبل از اینکه به قبرس پرواز کند، او با دختری پرجنبوجوش به نام شیاو شیا برخورد میکند و کابوس واقعیاش تازه آغاز شده است...