برق آبی ٥١
دختری دانشجوی ممتاز به نام تارا سیمنز توسط بیگانگان در یک بشقاب پرنده ربوده میشود. چهار روز بعد او دوباره بر روی زمین در مرکز سری دولتی با نام برق آبی ۵۱ پیدا میشود، جایی که تعاملات جنسی با بیگانگان را مستند میکند. تارا همه چیز را به خاطر میآورد و داستان گنارهاش درگیری با وجود لذتبخش ربایش را با جزئیات حسّی برای مأموری دولتگرا و مشتاق اما محتاط تعریف میکند. تارا توضیح میدهد که چگونه توسط موجودات شباهتدار انسانی به بند کشیده شده و شسته شده، و سپس با استفاده از دستها و ابزارشان مورد بررسی جنسی قرار میگیرد. او همچنین از داشتن گونههای مختلف رابطه جنسی با بیگانگان میگوید و اینکه باید بیگانگان را در مسیر لذتهای حسی آموزش دهد زیرا نژاد بیگانگان شهوت خود را از دست داده بود. با پیش رفتن روایت، مأمور علاقهاش به یادداشتبرداری را از دست میدهد، برانگیخته میشود و مشتاق شنیدن جزئیات بیشتر است. او همچنین گزارش میدهد که بیگانگان فانتزیهای جنسی او را واقعی میکنند تا به مطالعه جنسیت بپردازند و به او پاداش بدهند. در نهایت تارا مأمور را اغوا میکند، اما ممکن است هدف پنهانی در کار باشد.