کیچو یک مأموریت را بر عهده میگیرد تا با یک گنگستر به نام دیوید که حافظهاش را از دست داده، دوست شود و درباره یک محموله طلای ارزشمند که گم شده است، اطلاعاتی به دست آورد. آیا کیچو میتواند این کار را انجام دهد یا در نهایت هیولای درون گنگستر را بیدار خواهد کرد؟