در پسزمینه یک روستای ساحلی ماهیگیران، کاتاری جالایا فردی محترم است که مردم آنجا را راهنمایی میکند. با این حال، ماهیگیران به طور مداوم توسط واسطهها مورد سرقت قرار میگیرند و طوفانها نیز بر آنها تأثیر میگذارد. برخی جان خود را از دست میدهند و برخی دیگر معیشت خود را به دلیل این طوفانها از دست میدهند. در این زمان به آنها پیشنهاد میشود که یک موج شکن برای محافظت از قایقهایشان در برابر غرق شدن داشته باشند. آیا روستا موفق به ساخت موج شکن شد؟ آنها با چه چالشهایی مواجه شدند؟