سه دانش آموز دختر در مدرسه شبانه روزی در آلوای به خودکشی مظنون می شوند. دوستان پسرانشان توسط مقامات بازداشت می شوند و یکی از آنان آنانتو به افسردگی دچار میشود. او دوست پسر یکی از دختران فوت شده، گاوری است. پرونده بی پاسخ می ماند. یک سال بعد، بازپرس سریکانت خاله پرواتی به مدرسه میپیوندد و همان اتاقی را میبیند که گاوری آنجا بوده است. به زودی پرواتی رفتار عجیبی از خود نشان میدهد و همکلاسیها، راننده مدرسه و پادوی مدرسه هم حضور گاوری را در شب در راهروهای مدرسه میبیند. روح گاوری به زودی مقابل پرواتی ظاهر میشود و از او کمک میخواهد. گاهی نیز وارد پرواتی میشود و او را دچار جنون میکند. سپس معلوم میشود گاوری و دو دوستش دانشآموزانی خوشقلب بودند و اتفاقی در طول یک پیکنیک زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد