کارتهیک، ساتیا، علی، لکshmi و رادیخا کلاساری دوستان کودکی هستند. آنها به مزرعه ای برای یک مهمانی میروند تا ازدواج احتمالی لکshmi را جشن بگیرند. در راه با وسیله نقلیه دولتی برخورد میکنند و به سرعت به سمت مهمانی در حاشیه شهر فرار میکنند. افسران پلیس در خودرو زخمی میشوند و یکی از آنها شماره پلاک ماشین را یادداشت میکند. پلیس به دنبال کارآمترها وارد میشود و جمعیت فراری میشوند و در حین فرار از دستگیری پلیس جلوگیری میکنند.