آلن بیست و چند ساله (گلیسون) در شرایط سختی قرار دارد. او در روز عروسی رها شده و به تازگی از شغل بانکی خود اخراج شده است. او به عنوان مشاور گردشگری نیمهوقت با مادرش در فرودگاه دوبلین کار میکند. در آنجا با عشق اولش آلیس (پار) مواجه میشود که در انتظار پرواز به نیویورک است. رابطه تابستانی آنها هشت سال پیش به پایان رسید و آلن قول داده بود که روزی به ایالات متحده برگردد. او هرگز این کار را نکرد و آنها از آن زمان صحبت نکردهاند. آلن فرصتی را غنیمت میشمارد و آلیس را متقاعد میکند که یک شب دیگر در دوبلین بماند. در طول یک شب فراموشنشدنی، ممکن است آنها متوجه شوند که بیشتر از همیشه با هم سازگارند. اما زمان برای این ملاقات کوتاه در حال اتمام است. چه زمانی یک شانس دوم غیرمنتظره، به شانس مورد انتظار شما تبدیل میشود؟