دیوید پیترسن در حال عبور از راکی های کلرادو است. پس از نجات یک گارسون جوان از شوهر سابق خشنش در حین استراحت از رانندگی، دوباره به تنهایی در یک طوفان برفی خطرناک به جاده میزند. یک حرکت نادرست پشت فرمان او را در یک دره به هوش میآورد، در چشم طوفان. اما سرما کمترین نگرانی اوست وقتی که یک حیوان شروع به پرسه زدن در بیرون میکند. او چگونه زنده خواهد ماند؟