خط داستانی
داستان در دهه چهلم و آغاز دهه شصت آغاز می شود. توماس اسمایت فرزند پرورشی مذهبی داشت. مادرش که نسبتاً ستمگر بود او را از دنبال کردن علاقه هایش منع می کرد. این سرکوبی توماس را به فردی محروم تبدیل کرد و او را تبدیل به روحی آزار دیده کرد که مدام با شیاطین درونی اش نبرد می کند و به دنبال رستگاری است.