ترس نوجوانی به نام ریگان از خشمش که روزی او را نابود میکند. در حالی که به مصرف مواد مخدر و فریب میپردازد با داستان پیرامون پریا، دختری با بالهای خفاشی که باور دارد سرنوشتش شیطانی است، ارتباط برقرار میکند. با تلاش دیگران برای کنترل ریگان، خشم او تهدیدی جدی است. سرنوشت پریا نیز با ربوده شدن و نابودی همه چیزهایی که میشناسد گره میخورد. هر دو دختر در جستجوی رهایی در برابر خشم خود مواجه میشوند تا ببینند برای تبدیل شدن به هیولا واقعا چه چیزی لازم است.