داستان لوارتو پسری ده ساله است که در منطقه زمین داغه در جنوب مکزیک در دههٔ چهلم زندگی میکند. وقتی بیسرپرست میشود به عمویش در شهری دور از خانه میفرستند، لوارتو تصمیم میگیرد به خاطر چند دلیل به خانه بازگردد و در راه با انسانهای زیادی، زنده و مرده، روبهرو میشود که به او در بازگشت کمک میکنند