نینا هاوسن، رئیس یک آژانس همراهی، در حین پیادهروی شبانهاش با سگش در جنگل مورد حمله یک غریبه قرار میگیرد. او به سختی میتواند با برخورد به او با ماشینش فرار کند و او را به شدت مجروح کند. در راه بازگشت، او در ماشینش کیفی از الماسها پیدا میکند - ظاهراً باج یک مورد آدمربایی که در آن پسری ربوده شده است. تحت فشار یک همکار، نینا سرقت را به پلیس گزارش میدهد، اما الماسها را پنهان میکند. اما اینجا است که مشکلات واقعی او آغاز میشود ...