دسامبر است و هنگامهٔ کریسمس، اما بیرون آفتاب تابستان میتابد. چیزی درست نیست! تقویم مایان پیشبینی میکند که جهان در بیست و یکم دسامبر دو هزار و دوازده به پایان میرسد. هر استونیایی باید تصمیم بگیرد چگونه آخرین روزهای خود را سپری کند. رایت بالاخره میخواهد احساساتش را به عشق همیشگیاش، ستارهنین لِنا کورما را ابراز کند. دوستش میکل سرش را به زمین میزند، دیوانه میشود و گمانه بازگشت دنیا را با فدای همان لنّا به خورشید میبرد تا جهان را نجات دهد. برندا میخواهد از مادر دیکتاتور خود فرار کند، اما نگهبانان روانی او را دنبال میکنند. ارویونش باخت جهان را در آخرین لاتاری میبرد و از اینکه راهی برای سپری کردن آن ندارد اینقدر ناراحت است که از افسردگی میخواهد بمرد. سردرگمی فرا رسیده است، اما امید همواره دیرتر از هر چیز میمیرد... و خوشبختانه پایان بالاخره فرا میرسد.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.